تبلیغات
پیروزی - 90/وقتی رویانیان و اریكسون در یك ظرف می‌گنجند
پیروزی
قرمز تر از آنیم که بی رنگ بمیریم/ آبی نشدیم تا که به این ننگ بمیریم

: پارسال همین موقع اگر این دو اسم را پهلوی هم قرار می‌دادی مخاطب؛ هر كسی كه بود (از هر طیف و طبقه‌ای)، لبخند می‌زد و می‌پرسید: مگر چنین چیزی ممكن است؟

سردار رویانیان با آن یال و كوپال. با آن خاستگاه سیاسی، اجتماعی. با آن فرهنگ و ادبیات خاص كجا و اریكسون «خوشگذران»؛ بخوانید پرحاشیه، كجا؟

حكایت، قصه «آب و آتش» بود. داستان پنبه و آتش. یكی می‌سوخت و یكی می‌سوزاند، اما به مدد فوتبال دو اسمی كه هیچ‌گاه در یك ظرف نمی‌گنجیدند، اینك در جزیره توریستی – سیاحتی كیش با همدیگر قرار ملاقات می‌گذارند و موضوع صحبت‌شان سرمربیگری در باشگاه فرهنگی، ورزشی پرسپولیس است.

*   *   *

یكی دو سال پیش اگر اسم یكی در حد و اندازه‌های سرالكس را هم می‌آوردی جریان غالب در فوتبال سئوال می‌كرد؛ نمازش را سر وقت می‌خواند؟

مسلمان است یا...؟

آن روزها طبع پوپولیستی جریان غالب؛ رویكردی اینترناسیونالیستی در آمیخت و چنان ظاهر عوامفریبی به خود گرفت كه نعوذبالله هر كس از جنس خارجی سخن می‌گفت همپای سلمان رشدی تلقی می‌شد.

اما

عاقبت اعتماد به امیر قلعه‌نوعی، علی دایی، منصور ابراهیم‌زاده، افشین قطبی سریالی از ناكامی‌ها بود. ناكامی در بازی‌های آسیایی. ناكامی در مسیر رسیدن به جام‌جهانی، ناكامی در بازی‌های انتخابی المپیك، ناكامی در رنكینگ. ناكامی، ناكامی، ناكامی.

شرایط فوتبال چنین «وخیم» شد كه دیگر از دست هیچ كس كاری بر نمی‌آمد. آنهایی هم كه در اردوها حاضر می‌شدند تا دم از «قهرمانی سهل‌الوصول در جام‌جهانی» بزنند، قید مستطیل سبز و هر آن چه بدان مربوط می‌شد را زدند.

برای ما ولی مهمترین اتفاق «رولسیون» نظری نظریه‌پردازان پوپولیست بود. آنها كه دل از جنس وطنی نمی‌كندند، امروز سكان هدایت تیم‌ملی را به یك پرتغالی سپرده‌اند. به كارلوس كی‌روش. به مردی كه فوتبال مرده ما را از غسالخانه بیرون كشیده و با دم معجزه‌گر خود – فعلا – پا به پای این تیم ورشكسته پیش می‌رود.

حالا این فوتبال «سردارش» را به كیش می‌فرستد تا با اریكسون؛ مردی كه حتی در اروپای آزاد هم مظهر بی‌اخلاقی است، مذاكره كند!

همزمان با این، تغییر و تحول، والیبال ما نیز دنیا را خیره می‌سازد. والیبالی كه حتی متعصب‌ترین و بی‌منطق‌ترین منتقدان وطنی هم نتوانسته‌اند سهم بسزای ولاسكو در این جهش خیره‌كننده را كتمان كنند.

وزنه‌برداری ما با ایوانف متحول شد. بسكتبال خود را مدیون ترومن می‌داند. در فوتبال بهترین تیم‌ملی سی سال گذشته را ایویچ فقید ساخت و بیشترین نتایج خوب را برانكو گرفت.

تاثیر وینگو در خوزستان، فینالیست‌ شدن سپاهان در آسیا و هزار و صد نشانه دیگر همه و همه گویای آن است كه درها را به اشتباه چند سالی بسته بودیم. اینك اما در آن قدر باز شده كه اریكسون هم می‌تواند یكی از گزینه‌های سرمربیگری در ایران باشد؛ آن هم در دوره مدیریت سردار رویانیان.

پس

امیدواریم این تجربه تاریخ مصرف نداشته باشد و دو سال بعد كسانی سركار نیایند كه بخواهند دوباره همه اشتباهات را از نو تكرار كنند.

یك خاطره از روزی كه خولیو آمد

حمایت از مربی خوب خارجی بهانه‌ای شد برای بازگویی یك خاطره. یادآوری روزی كه ولاسكو به ایران آمد. او و كی‌روش تقریبا در یك دوره زمانی مشترك به كشورمان آمدند، با این حال علاقه به فوتبال باعث شد تا مرد پرتغالی را مخفیانه به تهران بیاورند در حالی كه برای استقبال از خولیو طرح و برنامه خاصی وجود نداشت و او در فضایی سوت و كور وارد كشورمان شد.

امروز كه تجارب مربی آرژانتینی والیبال ایران را به شگفتی‌ساز جام‌جهانی مبدل ساخته است باید گفت و نوشت «ورزش ما – و نه فقط فوتبال – احتیاج به مربی خوب خارجی دارد.»




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 آذر 1390 توسط marvin